![]() |
![]() |
|
| روزنوشت های من برای دوردست ترین غریبه........ |
|
کاملا شک دارم. بین هوا و زمین (یا یه جاهای دیگه تو همین مایه ها دقیقا نمیدونم) کاملا معلقم! ولی من همیشه از بچگی از این حس زیاد بدم نمیومده. وقتی تو هوا معلق باشی یه جور احساس بی وزنی میکنی یه جور احساس پرواز. می تونی به همه چی فکر کنی. ممکنه اخرشم بخوری زمین ولی من همیشه حواسم هست ! همیشه قبل از اینکه بخورم زمین و بترکم چترم رو باز میکنم. ولی در هر صورت دیگه من به معلق بودن عادت کردم. اخه میدونین چند وقت پیش بود که ... ...................... اوه! بچه ها نگاه کنید اون چتربازه با مخ اومد زمین! احمق چرا چترشو باز نکرد؟! حتما گیر کرده بوده! وای بیچاره! لحظه های اخر چه استرس و عذابی داشته! بابا اینا قبل از اینکه بخورن زمین سکته میکنن.. .........
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:0 توسط پویان.ک.م |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به حرمسرای من خوش امدید.
|
| نوشته های پیشین |
|
5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 8/23/2007 - 9/22/2007 7/23/2007 - 8/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 |
|
RSS
|